خلاصه کتاب: خانه‌ای از بدهی

«خانه‌ای از بدهی» نوشته امیر صوفی و عاطف میان اساتید دانشگاه‌های شیکاگو و پرینستون را به تازگی خواندم. کتاب نقدی است بر نظام مالی ایالات متحده و به طور خاص اتکای آن بر بدهی و پیشنهاد بنظرم رادیکالی برای اصلاح وضع موجود در انتها ارایه می‌کند. نکته جالب کتاب البته، نه نقد و یا پیشنهاد رادیکال به طور کل، که اتکای این هر دو بر شواهد نظری و تجربی موجود در ادبیات اقتصادی است. نویسندگان هر دو از محققان برجسته و شناخته‌شده هستند. همین امسال امیرصوفی جایزه فیشر بلک را از آن خود کرد. بعضی از ایده‌های اصلی و ارجاعات تجربی مهم کتاب را می‌توان در مقالات نویسندگان خصوصن این دو مقاله یافت:

مشخصات کتاب

Mian, Atif, and Amir Sufi. House of debt: How they (and you) caused the Great Recession, and how we can prevent it from happening again. University of Chicago Press, 2015.

وبسایت کتاب

خلاصه حرفهای کتاب

«بدهی» ابزار پرریسکی برای تامین مالی است. [فصل 2] نظام مالی مبتنی بر بدهی در مقایسه با سهام، در ازای اختیار بالاتر و قیمت کمتر تامین مالی، ریسکهای بیشتری به بدهکاران تحمیل می‌کند. بعضی نوآوری‌های مالی زمینه کژمنشی بانکها و سایر فعالان نظام مالی را در عمل به وظیفه تولید اطلاعات در هنگام وام‌دهی ایجاد کرده‌است. ناکارآیی اطلاعاتی باعث ایجاد حباب در قیمت‌ها و زمینه بروز بحران است [شرح مفصلی از نوآوریهای مالی زمینه‌ساز بحران مالی 2008، فصول 6،7،8]

سهم مهمی از ثروت اکثر خانوارها به شکل مسکن است. در خصوص تامین مالی مسکن، ابزار بدهی از سوی خانوارهایی به کار گرفته می‌شود که توان تحمل زیانهای وارده در صورت سقوط قیمت مسکن را ندارند. در نتیجه مصرف این خانوارها بیشترین حساسیت را به کاهش ثروت و درآمد در پی بحران در بازار مسکن و مواجهه با شوک بیکاری دارد. کاهش ثروت این خانوارها بعد از چنین بحران‌هایی منجر به کاهش مصرف و در نتیجه بحران اقتصادی می‌شود. [مالیه خانوار، نگاه اقتصادی کینزی در مورد چگونگی ایجاد بیکاری، اهمیت تحریک تقاضا و ارایه شواهد مفصل تجربی ، فصول 3، 4، 5]

راهکار درست در مقابله با چنین بحرانی باید ترکیبی مناسب از حفظ نظام مالی و حفظ توان مصرفی خانوار باشد. راهکارهای به کار بسته شده معمولن بر مورد اول تاکید داشته و به همین دلیل موفق نبوده است. [فصل 9] در راهکار موفق‌تر و عادلانه‌تر، باید بخشی از بدهی این بدهکاران مورد بخشودگی قرار گیرد چون تمامی نظام مالی و نیز بستانکاران در بروز بحران مقصرند. اما چنین امکانی در شرایط قانونی فعلی مهیا نیست. [فصل 10] برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران، ابزارهای سیاست پولی در این شرایط به خاطر تله نقدینگی کارا نیستند. ابزارهای سیاست مالی کاراترند اما هدف‌گیری مناسبی ندارند.[فصل 11] شاید مناسب‌ترین راهکار روی‌آوردن به نظام تامین مالی باشد که اتکای کمتری به بدهی داشته و در عوض مبتنی بر مشارکت سهامی باشد. [فصل 12]

 

نکته جالب و شاید تصادفی

هر دو نویسنده پیش‌زمینه خانوادگی اسلامی دارند. نگاه منفی فقه اسلامی به ربا یا سود در مقابل قرض بر کسی پوشیده نیست. طبیعتن در یک نظام مبتنی بر بازار آزاد قرارداد بدهی بدون نرخ بهره بی‌معناست. آیا ارتباطی هست بین آن پیش‌زمینه و تم اصلی و نتیجه استدلالهای کتاب، که نقدی بر تامین مالی مبتنی بر بدهی است؟ البته که نویسندگان حتی کلمه‌ای از ادبیات حرفه‌ای خارج نشده‌اند و تمامی استدلالها با ارجاع به شواهد تجربی و نظری در ادبیات اقتصادی است.

 

Advertisements