رجوع به متخصص

فرض کنید آقای ایکس دانش اقتصادی آکادمیک ندارد ولی اخیرن در یک مقاله روزنامه خوانده‌ یا در یک قسمت پادکست شنیده‌ که «باز گذاشتن دست شرکت‌های خارجی برای صادرات محصولاتشان به کشور به شرکت‌های داخلی لطمه می‌زند و باید برای حمایت از تولیدکنندگان و شغل‌هایی که فراهم می‌کنند با وضع تعرفه گمرکی یا قانون‌گذاری مانع از زیان صنایع داخلی و بیکاری کارگران شد.» مثالی دیگر. ممکن است تهیه‌کنندگان آن مقاله یا پادکست ادعا کرده باشند، «دولت باید برای ایجاد برابری اقتصادی و کمک به طبقات محروم مالیات‌های سنگین بر ثروت و درآمد وضع کند به طوری که هرچه درآمد یا ثروت افزایش یافت، درصد مالیات بیشتر باشد. دولت می‌تواند به کمک این درآمدها به فقرا و نیازمندان کمک کند.» این نظرات به دل آقای ایکس نشسته است. گاهی در بحث‌های حاشیه مهمانی‌های خانوادگی یا دوستانه از آن‌ها دفاع می‌کند. چندبار در شبکه‌های اجتماعی مطالبی در دفاع از این نگاه بازنشر کرده است. اگر پایش بیفتد به کاندیدای ریاست‌جمهوری یا نماینده مجلسی که برنامه‌هایی متناسب با این نظرات داشته باشد رای می‌دهد. اوضاع به همین منوال ادامه پیدا می‌کند تا اینکه یک روز تصادفن با آقای وای که فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد است مواجه می‌شود و نظراتش را با او مطرح می‌کند. آقای وای بی‌درنگ جواب می‌دهد: «این حرف‌ها غلط هستند. اصولن اینکه افراد غیرمتخصص سر خودشان را در اموری که از آن‌ها اطلاعی ندارند می‌کنند امری ناشایست و حتی خطرناک است. انسان عاقل یا خودش متخصص است یا به متخصص موضوع مراجعه می‌کند. به حرف فلان روزنامه و بهمان پادکست اعتنا نمی‌کند. شما اگر قلبت درد بگیرد سراغ متخصص و جراح قلب می‌روی یا ویکی‌پدیا، پادکست و روزنامه؟» بحث اینجا پایان می‌یابد. حق با کیست؟ آقای ایکس یا وای؟

JeanHuber_Un dîner des philosophes (1772)

این مثال را می‌توان برای موضوعات دیگری که در حوزه سیاست‌گذاری عمومی مورد توجه مردم هستند تکرار کرد. ممکن است موضوع بحث سیاست خارجی باشد. شاید اخیرن پیشنهادی برای تغییر قوانین مدنی مطرح شده باشد. شاید بعضی درباره هزینه‌های فلان طرح در حوزه بهداشت و درمان انتقاداتی داشته باشند. متخصص داستان هم هربار فرد متفاوتی است. دانش‌آموخته فلان رشته، شخصی با سال‌ها تجربه در بهمان حوزه و غیره. من گاهی به این موضوع فکر می‌کنم و یکی دو بار با چند نفر از دوستان درباره‌اش حرف زده‌ایم و چند نکته درباره‌اش به ذهنم رسید.

نخست اینکه آدم‌ها باید توجه کنند که باور‌ها یا اعتقادات آن‌ها مهم هستند و باید تا حد امکان موجه و منطقی باشند. چرا؟ اگر فرد درباره بررسی عاقلانه موضوعی حساس و سخت‌گیر نباشد خیلی سریع درباره آن در دام احساسات، پیش‌داوری‌ها و خودخواهی‌ها می‌افتد و این باعث می‌شود به تدریج دامنه باورهای غلط و نادرست او افزایش پیدا کند. دور از ذهن نیست اگر بگوییم اهمیت حقیقت و شخصیت انسان آن‌قدر زیاد است که شایسته نیست به خود اجازه دهد به عقایدی کذب و غیرعقلانی باور پیدا کند. نکته دیگر اینکه وقتی درباره سوالاتی در حوزه سیاست‌گذاری سخن می‌گوییم بعید نیست افکار ما بر سیاست‌هایی که از جانب اطرافیانمان در اجتماع و در نهایت سیاست‌مداران انتخاب می‌شوند تاثیر بگذارند. تجربه نشان داده است که سیاست‌های نادرست  تا چه حد می‌توانند منجر به بدبختی برای یک جامعه شوند. اگر قایل باشیم افراد در برابر نتایج اعمالشان مسئول هستند باید پذیرفت که در برابر نتایج نظراتشان هم حدی از مسئولیت را دارند. به خصوص در یک دموکراسی انتخابی، افراد در برابر نتایج اعتقاداتی که به طور غیرمستقیم سیاست‌های سیاست‌مداران منتخبشان را شکل می‌دهد مسئولند. به طور طبیعی کسانی که سال‌ها وقت و انرژی را صرف بررسی و فهمیدن یک مساله مشخص می‌کنند اطلاعات بیشتری درباره موضوع دارند و در نتیجه بعید نیست باورهای موجه‌تر و عاقلانه‌تری داشته باشند. آیا این به معنای این است که حق با آقای وای است؟

فکر نمی‌کنم. به نظرم مهم‌ترین اشتباه آقای وای این است که انتظار دارد آقای ایکس یا سایر غیرمتخصصان «کورکورانه» از آنچه او یا سایر متخصصان می‌گویند تبعیت کنند. رجوع به متخصص حکم عقل است، اما بدون تردید معنای آن کنار گذاشتن عقلانیت نیست.

اول اینکه از کجا فهمیده‌ایم «رجوع به متخصص» عاقلانه است به جز اینکه نتایج تصمیم‌گیری‌های متخصصان را دیده و مزایا و معایب پیشنهادات آن‌ها را سنجیده باشیم. اگر توصیه‌های آنها که نامشان پزشک است به طور معمول به بهبود بیمار منجر نمی‌شد، بدون تردید پزشکی نیز نظیر کیمیا در تاریخ دفن شده بود. حتی از بین چند پزشک خوشنام یا راه‌های موفق درمان یک بیماری پیچیده، علاقمندیم به موفق‌ترین یا مطمئن‌ترین گزینه مراجعه کنیم. بنابراین برای ارزیابی نتیجه رجوع به متخصصان و انتخاب راهکار، به پرسش‌گری و رجوع به استدلال نیاز داریم. دوم اینکه درباره بسیاری از مسایل تخصصی میان متخصصان توافق و همدلی وجود ندارد. این مساله وقتی نوبت به علوم اجتماعی می‌رسد پررنگ‌تر می‌شود اما حتی درباره علوم طبیعی نیز بعید نیست با مثال‌هایی از اختلاف‌نظر متخصصین مواجه شویم. در داستان بالا شاید بتوان با قطعیت بالاتری گفت که اقتصاددانان از آثار مثبت تجارت آزاد دفاع می‌کنند، اما درباره نتایج سیاست مالیاتی اختلاف‌نظرهای به نسبت بیشتری وجود دارد. اقتصاددانان گوناگون بر جنبه‌های متفاوتی از آثار این سیاست‌ها تاکید می‌کنند در نتیجه سیاست‌های مختلفی پیشنهاد می‌کنند و در یک کلام قطعیت نظراتشان در مورد موضوعات گوناگون تفاوت دارد. فرض کنیم سیاست‌گذار نیک‌اندیشی وجود دارد که مایل است بهترین انتخاب را برای اجتماع بکند. او در مواجهه با این اختلافات و حرف‌های گوناگون باید چه بکند جز رجوع به عقل و منطق خود؟ آیا درست نیست که به آقای ایکس هم حق بدهیم چنین محاسباتی را بکند؟ ارزیابی بدون حدی از تفکر درباره استدلال‌ها و توجه به جوانب گوناگون مساله غیرممکن است. به اضافه اگر شکلی افراطی از استدلال آقای وای را بپذیریم آنگاه تنها تعداد اندکی از اقتصاددانان که متخصص تجارت یا مالیات هستند و از بین آنها تعداد اندکی که در حوزه سیاست‌گذاری و ترجیحن با داده‌های کشور ایران پژوهش کرده‌اند حق ابراز نظر دارند. با این رویکرد افراطی تعداد افراد واجد حق اظهارنظر درباره یک موضوع سیاست‌گذاری از تعداد انگشتان دست کمتر خواهد بود. به نظر نمی‌رسد چنین رویکرد افراطی عاقلانه باشد. نکته دیگر اینکه در بند قبل گفتیم آقای ایکس در قبال اعتقادات و نظرات خود که بر سیاست‌گذاری موثر هستند مسئول است. بدون تردید همین مسئولیت را آقای وای هم دارد. آیا او به میزان چنددستگی و عدم قطعیت در نظرات متخصصین رشته‌اش توجه کافی کرده است؟ آیا به حد کافی شکاکیت علمی و فروتنی عقلانی نشان داده است و توانسته اینها را به خوبی در توصیه خود منعکس کند؟ سوالات اخلاقی نه فقط برای باورهای آقای ایکس که برای باورها و رفتار‌های آقای وای هم وجود دارند. از جنبه اخلاقی داستان بگذریم و به تضاد منافع افراد یا گروه‌های مختلف در اجتماع فکر کنیم. آیا این عاقلانه است که جماعتی هرچند غیر متخصص اعتماد کامل خود را به یک یا گروهی از افراد هرچند متخصص اعطا کنند و دنباله‌رو صرف آن‌ها باشند؟ بدبین باشیم؛ از کجا معلوم که انگیزه‌هایی جز صداقت علمی بر ادعاهای متخصصان تاثیر نگذارد؟ برای مثال اکثر پزشکان به سلامت بیماران خود اهمیت می‌دهند اما در حضور انگیزه‌های مالی ممکن است راه‌های درمانی گران‌تر را به بیمار توصیه کنند. یک نکته دیگر این است که وقتی درباره سیاست‌گذاری صحبت می‌کنیم تنها با یک «است» مواجه نیستیم و در حال قضاوت درباره یک «باید» نیز هستیم. درست است که متخصص داستان ما بهتر می‌داند انتخاب هر سیاست چه آثاری دارد. اما گاهی هیچ میزانی از تخصص روشن نمی‌کند که کدام آثار مطلوب‌تر هستند و بنابراین روشن نیست باید کدام سیاست را انتخاب کرد. بگذارید به مثال دوم در داستان بالا درباره مالیات فکر کنیم. مالیات‌های سنگین تصاعدی می‌توانند به شدت بر انگیزه‌ها اثر منفی بگذارند، بهره‌وری اقتصادی را پایین بیاورند و در نتیجه بر رشد درآمدها اثر منفی بگذارند. با این وجود برنامه‌هایی که با این مالیات‌ها تامین مالی می‌شوند ممکن است برای کسانی که فوق‌العاده نیازمند و فقیر هستند امکان دسترسی به خدمات سلامت و بهداشت، تحصیل رایگان، یک سهمیه غذایی ابتدایی و امثال آن را فراهم کنند. هیچ میزانی از دانش اقتصادی نمی‌تواند بگوید کدام یک از این دو بر دیگری برتری دارد و در اینجا در کنار ارزیابی نتایج واقعی یک سیاست، با ارزش‌داوری اخلاقی هم مواجهیم. آرتور اوکان اقتصاددان آمریکایی از تشبیه سطل سوراخ آب برای فهم آثار بازتوزیع درآمد از ثروتمندان به فقرا استفاده می‌کرد. هرچند بخشی از آب در فرایند انتقال از دست می‌رود، ممکن است این آب برای نجات جان یک تشنه‌لب حیاتی باشد. بنابراین انتقاد مهم دیگر به آقای وای این است که فرض می‌کند متخصصان در بهترین جایگاه برای ارزش‌داوری اخلاقی نشسته‌اند. این لااقل برای نمونه‌هایی از سیاست‌گذاری که در بالا اشاره شد درست نیست. در نهایت نکته بسیار مهم این است که اگر به دموکراسی لیبرال باور داشته باشیم، اعتقاد داریم که جهت‌دهی به سیاست‌ها از طریق ابراز رای، حق غیرقابل سلب تک‌تک شهروندان است. یک شهروند را نمی‌توان به صرف اینکه تا حدی اطلاعات کمتری دارد، از این حق محروم کرد. کرامت انسانی افراد اقتضا می‌کند که بتوانند از عقل خود بدون نظارت و صلاحدید دیگران استفاده کنند. آنها باید جرات اندیشیدن داشته باشند و استدلال‌های گوناگون را نقد و بررسی کنند. آقای وای دلیل قانع‌کننده‌ای ندارد که نشان دهد این دقیقن همان کاری نیست که آقای ایکس دارد تلاش می‌کند انجام دهد. راه جایگزین چیست؟ اینکه آقای ایکس به حرف فلانی [که در نبود سنجه عقلانی بیرونی] صدایش می‌کنند «متخصص» بچسبد و در عمل تبدیل به موجودی بی‌فکر یا دگم شود؟ در این صورت تفاوت او با پیروان فلان مذهب غریب در جزایر دور افتاده اقیانوسیه چیست؟ آنها هم به حرف متخصصینی نظیر روسای قبیله یا راهبان معابد رجوع و از آن‌ها تقلید کرده‌اند.

Advertisements

4 نظر برای “رجوع به متخصص

    • ممنون از شما. مصاحبه جالبی بود و بعضی نکاتی که هر یک از طرفین مطرح کردند به بحث اینجا مربوط بود. من کتاب را نخوانده‌ام اما باید جالب باشد.
      تاکید شما بر نکته خاصی در این مصاحبه بود؟

      دوست داشتن

  1. نکات خوبی را مطرح کردید. مخصوصا من را یاد مبحثی به نام «اخلاق باور» انداخت که در آن بحث میشود داشتن چه عقاید و باورهایی میتواند از نظر اخلاقی موجه باشد. فیلسوفی به نام ویلیام جیمز که گویا اولین بار این مبحث را مطرح کرده نتیجه گرفته که تنها باورهایی اخلاقی هستند که حاملان آنها بتوانند در دفاع از آن ها استدلال عقلی کنند. با این مقدمه، به نظر من اهمیت گفتگو مطرح می شود، به این معنی و در تناسب با مثال هایی که شما مطرح کردید، مسائل و گزینه هایی که در مورد آنها پیشاروی ما قرار دارند عموما محل مناقشه هستند و از منظرهای متفاوت میتوان انتخابهای متفاوتی داشت. تنها باور حاصل از گفتگو و یک رابطه دوطرفه مبتنی بر داوری استدلال و نه تسلط از هر نوع دیگری(ولو اتوریته مبتنی بر تخصص و مدرک) میتواند منجر به داشتن عقیده ای شود که از نظر اخلاقی موجه است و البته از نتایج چنین رابطه ای احتمالا داشتن عقیده ای خواهد بود که نفع جمعی را نیز تامین کند.

    دوست داشتن

    • بله به بحث اخلاق باور و‌ نظرات کلیفورد و جیمز هم مربوط بود ولی چون با آن مباحث آشنایی خیلی ابتدایی دارم نخواستم مستقیم ذکر کنم.
      قصدم ذکر همین بود که عرصه عمومی که محل بحث درباره مسایلی نظیر سیاست‌گذاری عمومی است باید محل استدلال و داوری عقلانی برای شهروندان باشد نه اتوریته تخصص و مدرک اقلیتی محدود. البته وقت و تمرکز عامه مردم محدود است وبررسی استدلالی مسایل هم گاهی بیش از حد پیچیده می‌شود. بنابراین بعید نیست به اجبار مباحث حول کلیتی که متخصصین مطرح می‌کنند شکل بگیرد. به بیان دیگر ممکن است افکار عمومی با یک «بی‌توجهی عاقلانه» به ادعاهای انقلابی و بیرون جریان اصلی متخصصان یک رشته واکنش دهد.

      دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s