اقتصاد و قطبی‌شدن سیاست

آیا نتایج سیاستهای اقتصادی میتوانند بر رفتار سیاسی رای‌دهندگان اثر بگذارند؟ پاسخ مثبت به این سوال چندان دشوار نیست اما شاید سوالهای سخت‌تر این باشند که «چقدر اثر میگذارند؟»، «چگونه اثر میگذارند؟» و یا «با چه مکانیسمی اثر میگذارند؟»
یک مقاله پژوهشی جدید سعی کرده‌است به برخی از این سوالها، با بررسی اثر افزایش روابط تجاری میان آمریکا و چین بر نمایندگان منتخب کنگره آمریکا پاسخ دهد.

نویسندگان مقاله با مقایسه نتیجه انتخابات کنگره آمریکا در سالهای 2002 و 2010 سعی کرده‌اند اثر برونزای افزایش روابط تجاری با چین را بر نتایج انتخابات بسنجند. نتیجه بسیار جالب است: حوزه‌های انتخاباتی که با بیشترین فشار رقابتی ناشی از واردات مواجه بوده‌اند، به کاندیداهای معتدل روی خوش نشان نداده‌اند. این حوزه‌ها اگر سابقن جمهوری‌خواه بوده‌اند، کاندیدای محافظه‌کارتری را برگزیده‌اند و اگر سابقن نمایندگان دموکرات داشته‌اند، به سمت کاندیداهای لیبرالتر یا جمهوری‌خواهان محافظه‌کار متمایل شده‌اند.
نویسندگان مقاله، نتایج انتخابات اخیر آمریکا را نیز مورد توجه قرار داده‌اند.
نتایج آنها نشان می‌دهد که در شرایط فرضی و با ثابت ماندن باقی متغیرها، اگر میزان رشد واردات از چین و رقابت ناشی از آن در میشیگان، ویسکانسین، پنسیلوانیا و کارولینای شمالی پنجاه درصد کمتر بود، این کاندیدای میانه‌روتر دموکرات بود که برنده آرای الکتورال در این ایالات و در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری می‌شد.

نمودار:

NA-CM488A_CHINA_16U_20161122183608.jpg

1 نظر برای “اقتصاد و قطبی‌شدن سیاست

  1. بازتاب: درباره تجارت آزاد – به بهانه جناب هاجون چانگ | نوشته‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s