روال منصفانه

مدتی قبل، ماشین رو پارک کرده بودم در نزدیکی دانشگاه رایس، در منطقه پارکینگ دو ساعته. بعدن که برگشتم و راه افتادم دیدم که زیر برف‌پاک‌کن برگه جریمه ست. به دلیل پارک کردن در محدوده پمپ آتش‌نشانی 105 دلار جریمه شده بودم. دقیقن خاطرم نبود که فاصله م با پمپ چقدر بوده (فاصله قانونی 15 فوت ئه) اما معمولن به این قبیل مسایل دقت میکنم.
در آمریکا قانونی هست که به فرد جریمه شده حق میده در صورتی که فکر میکنه به ناحق جریمه شده شکایت کنه و از خودش در برابر قاضی دفاع کنه، در این موارد کسی که شما رو جریمه کرده هم باید در دادگاه محلی (Municipal Court) حاضر بشه و شما حق دارید که مامور پلیس رو در دادگاه ببینید به طوری که اگر شما به دادگاه برید و مامور در دادگاه حاضر نشه، بیگناه شناخته میشید. پیش از رفتن به دادگاه معمولن به دفاعیات شما گوش میکنن و ممکنه بدون رفتن پیش قاضی مساله حل بشه. اینم بگم که برای برخی جرائم ترافیکی (مثل رانندگی در حین مستی) حضور متهم در دادگاه الزامیه و ربطی به اعتراض نداره. البته جزئیات مساله در ایالات مختلف فرق میکنه و مشمول قوانین ایالتی ئه.
من هم رفتم به دادگاه و درخواست اعتراض دادم. درخواست به این ترتیبه که برگ جریمه یا شماره ش همراه با گواهینامه رو میدید. یعنی پر کردن فرم و تمبر باطل کردن و کپی کارت شناسایی و… نداره. ظرف کمتر از 10 دقیقه مسئول استماع (Hearing) اومد و من هم بهش گفتم «گرچه به جزئیات فاصله ماشینم از چیزها توجه ندارم ولی فکر میکنم همیشه حد قانونی رو رعایت کردم و تا الان هم هیچ وقت جریمه نشدم، این بار هم ازونجایی که بعد از حرکت دادن ماشین متوجه جریمه شدم مطمئن نیستم و عکس هم نگرفتم؛ اما فکر میکنم که احتمالن قانون رو رعایت کردم و قبول هم دارم که این دفاع خوبی نیست.»
مامور مربوط جواب داد که «البته در این مورد نمیتونی دفاع خوبی داشته باشی» بعد تصویر ماشینم در محل، همراه با فاصله با دقت اینچ رو نشونم داد . من هم پذیرفتم که تصویر ماشین منه که حد قانونی رو رعایت نکرده و حق رو بهشون دادم. البته در نهایت مامور گفت که «من جریمه رو برات کم میکنم» و این شد که مبلغ جریمه ما شد 55 دلار و اصطلاحن Liable تشخیص داده شدیم. بنده هم در حالی مبلغ رو دادم که از برخورد خوب مجموعه راضی بودم.
در کیس ما پیش نیومد اما در صورتی که از نتیجه استماع اولیه راضی نباشید امکان اعتراض وجود داره؛ میتونید در دادگاه حاضر بشید و این بار مقابل قاضی از خودتون دفاع کنید. در اونصورت اگر در دادگاه محکوم بشید، هزینه دادگاه که در این موارد حدود 30-40 دلار میشه، با شماست. البته این خروجی هم کاملن ممکن و متداوله که دفاع خوبی بکنید و قاضی حق رو به شما بده یا جریمه رو کم کنه.
چندتا نتیجه هم با علم به محدود بودن مشاهده م میگیرم که تو گلوم گیر نکنه: نتیجه اول اینکه ایجاد روال منصفانه غیرممکن نیست و لازم هم نیست شما رو هفته‌ها یا ماه‌ها علاف کنه. نتیجه دیگه اینکه روال خوب از خودش مطمئنه، حتی دراین موارد جزئی اولویت رو در عدالت میدونه و به شما فرصت کافی برای دفاع میده (و مثلن فوری شلاقتون نمیزنه تا اقتدارش رو به جهانیان ثابت کنه)، در نتیجه از مامور خودش هم مثل شما میخواد که در برابر قاضی قرار بگیره و شواهدش رو ارایه کنه. نتیجه نهایی اینکه گاهی یک روال منصفانه و خوب حتی اگر محکوم بشی میتونه قانع‌کننده و رضایت‌بخش باشه.

Advertisements

امروز در بحثهای کلاس اقتصادسنجی در خصوص موضوع Quantile Regression، به طور تصادفی موضوع LIBOR Scandal که شاید مناسبترین ترجمه برای آن رسوایی نرخ بهره بین بانکی باشد مطرح شد. از آنجایی که این قضیه دارای حکمتهای فراوانی برای آنهاست که می اندیشند به نظرم رسید که خلاصه ای از آن را مطرح کنم.
منظور از LIBOR یا London Inter-Bank Offered Rate نرخ بهره ای است که بانکهای بزرگ بازار لندن حاضرند در آن نرخ، وامهای متعارف کوتاه مدت بین بانکی، بدون وثیقه و روی چند ارز مهم (دلار، یورو، ین و…) به دیگر بانکها بدهند. نحوه محاسبه این نرخ به این ترتیب است که پیش از ساعت 11 صبح هر روز از لیست مشخصی از معتبرترین و بزرگترین بانکها می پرسند با توجه به اطلاعات فعلیشان از وضعیت بازار و ترازنامه شان، حاضرند در چه نرخی وام بدهند و در چه نرخی سپرده بپذیرند. با دانستن پاسخ تمام بانکها و دور ریختن چارکهای اول و چهارم، میانگین پاسخها را میگیرند. هدف از دور ریختن چارکهای اول و چهارم Robust کردن محاسبه است. نرخ بهره اول که مربوط به وام دهی است LIBOR و دومی که مربوط به سپرده پذیری است LIBID یا London Inter-Bank Bid Rate  نامیده میشود و در ساعت 11:30صبح منتشر میشود.
LIBOR نرخ بهره بسیار مهم و تعیین کننده ای است؛ این نرخ به عنوان نرخ بهره بدون ریسک در بازارها شناخته میشود و پایه ای برای قیمت گذاری سایر داراییهاست. برای مثال ممکن است نرخ بهره وام بانکی به یک کمپانی بزرگ به صورت LIBOR+1.5 تعیین شود. تغییر در این نرخ، قیمت مبادله ارزها با یکدیگر را به طور آنی تحت تاثیر قرار میدهد. قیمت بسیاری از داراییها در بازار کالاها نظیر طلا و نفت به این نرخ وابسته است. قیمتها در بازارهای مشتقات مالی هم به طور کامل به این نرخ وابسته اند. برای آنکه تخمینی از اهمیت این نرخ داشته باشید خوب است توجه کنیم که تنها حجم بازارهای مشتقات مالی در جهان حدود 500 تریلیون دلار است. خلاصه اینکه کوچکترین تغییرات در نرخ LIBOR قیمت تمامی داراییها را در سطح جهان نسبت به یکدیگر جابجا میکند.
اما ماجرای رسوایی LIBOR…
از سال 2008 شایعاتی پیش آمد مبنی بر این که LIBOR که قرار است با مکانیسم بازار تعیین شود به درستی محاسبه نمی شود. بر اساس این شایعات تعدادی از بانکهای بزرگی که در تعیین نرخ مشارکت داشتند، به دلایلی نرخ کمتری را در پاسخ به سوال اشاره شده ذکر می کردند. نخست آنکه سبد داراییهای این بانکها به گونه ای بود که اعلام نرخ پایینتر موجب سودآوری بیشتر بانکها میشد. مساله دیگر این بود که این بانکها با اعلام نرخ پایینتر این سیگنال را به دروغ به دیگران میدادند که به لحاظ نقدشوندگی داراییها یا Liquidity وضعیت مناسبی دارند؛ این مساله خصوصن در اوضاع نامساعد بحران سال 2008 برای بانکها بسیار حیاتی بود.
با انجام برخی تحقیقات در سالهای بعد مشخص شد که شایعات چندان هم بی اساس نبوده است و یک رسوایی بزرگ به وقوع پیوسته است که در نتیجه آن بسیاری موسسات مالی، صنعتی و… در سراسر جهان میلیاردها دلار متضرر شده اند. در نتیجه پای موسسات ضد فساد انگلستان و وزارت دادگستری آمریکا به مساله باز شد. بررسیهای بعدی نشان داد که اوضاع خراب تر از این حرفهاست و اتهاماتی به تقریبن تمامی بانکهای تعیین کننده نرخ و حتی یکی از معاونین بانک مرکزی انگلیس هم وارد شد. بعدها پژوهشهایی صورت گرفت که با روشهای آماری نشان میداد الگوی فرایند تصادفی تعیین نرخ در زمان بحران دچار تغییر شده است.
نکته عجیب و قابل توجه ماجرا اینجاست: از 18 بانکی که از آنها در خصوص نرخ بهره سوال میشد، 4 بانکی که کمترین و بیشترین نرخ را داده بودند حذف میشدند. به عبارت بهتر اقلن 5 بانک باید در آن واحد دروغ بگویند تا نرخ دستکاری شود. به قول نویسندگان یکی از مقالات در خصوص موضوع، به نظر میرسد در این مورد دستهای نه چندان نامرئی در کار است و خلاصه دستکاریهایی عامدانه صورت گرفته است.
ذکر حکمتهای LIBOR Scandal مجال دیگری میطلبد. به طور خلاصه شاید وقوع چنین رویدادی بتواند نگاه واقعنگرانه تری در خصوص کارایی بازارها به ما بدهد و باعث شود وسط داد و فریاد به نفع به کارگیری مکانیزم بازار که البته مناسب و پسندیده است، کمی به لوازم آن هم توجه داشته باشیم. شاید جالب باشد به این فکر کنیم که چه شکلی از کژمنشی (Moral Hazard) در میان بوده است که تعداد قابل توجهی از بانکها را وادار به چنین رفتاری کرده است. ممکن است به این فکر کنیم که آنچه رخ داده را با یک بازی تکرارشونده با اطلاعات نامتقارن، مدل کنیم و…

ss-120718-libor-scandal-04.ss_full.jpg