در باره انتخابات مجلس

یکم. من اگر ایران بودم لیستی رای میدادم.

دوم. حرکات جمعی سیاسی و خصوصن لیست دادن برای هر انتخاباتی حدی از مسئولیت پذیری لازم دارد که هنوز در ایران در تقریبن هیچ جریانی شاهدش نیستیم. منظورم مسئولیت پذیری در قبال تصمیمات آینده مجلس نیست که هنوز تا آنجا فاصله زیادی داریم. منظورم نگاه کافی و وافی به گذشته است. یک جریان باید بتواند لااقل افراد حاضر در لیست را درست معرفی کند. (که گویا نمی تواند) نمایندگان پیشین حاضر در لیست به جای ذکر صرف حضورشان در فلان دوره بگویند سابقن چه آرایی (حمایت یا مخالفت) داده اند و چه نطقهایی کرده اند، در ترسیم جزئیات کدام طرحها سهیم و دخیل بوده اند. لااقل یک جریان لیست-بَند از حاضران در لیست بخواهد در یک صفحه بگویند چه نکاتی نقطه ممیزه آنها با دیگران است، حتمن و یقینن لیست-بَندان قبلن به چنین نکاتی توجه کرده اند. منظورم کلی گویی (و البته کیلویی گویی!) در خصوص مسایل پررنگ و در مرکز توجه نظیر برجام و حمایت از دولت و اعتدال و منویات فلان و پیشبرد زنان و… نیست. خب اینها خوبند، خودت چه در چنته داری؟ برای نمونه بد نیست نظراتشان را در خصوص چند مصوبه که مایلند در آینده مورد توجه قرار گیرد بیان کنند، انتقاداتشان را بر چند طرح یا قانون فعلی به زبان و انشای خودشان بیان کنند. منتقدان اندکی جزئیتر بگویند اگر آنها الان در مجلس بودند قانون بودجه چه تفاوتی میداشت. میدانم از روی دست هم مینویسند ولی این حداقلی است که علی رغم هر محدودیتی دستیافتنی ست و کم کم همینها قابل استناد خواهد بود.

سوم. متاسفانه انتقاد به همه طرفها وارد است. در یک کلام در فشل بودن هم با یکدیگر در رقابتند و این هم دلیلی مازاد است بر آنچه در یکم گفتم، با استخوان در گلو و خار در چشم. این خیلی بد است که غیراز فلانی و بهمانی، باقی طفیلی هستند و میمانند.

چهارم. یکبار نوشتم که خوب است عزیزان همه کاسه ها را سر فلان نهاد منصوب شده نشکنند، این هم یکی از آن کاسه هاست. شاید تنبلی است یا موج سواری، هرچه که هست اراده ای برای تغییرش نیست، چون خوش میگذرد وقتی همه چیز را به یک موجود غیرقابل دفاع نسبت میدهیم و اتفاقن به طور موازی و زیرپوستی بهره مندیم یا به تن آسایی مشغولیم.

پنجم. توجه دارم به ارتباطهای نادیدنی. اینکه محدودیت سیاسی شاید نقطه هدفش فقط سیاست باشد، اما ناخواسته و ناگزیر محدودیتهای دیگری ایجاد میکند. کارایی سایر بخشهای به ظاهر نامربوط تحت تاثیر قرار میگیرد؛ اقتصاد تخریب میشود، ناهنجاریهای اجتماعی پاسخ مناسب دریافت نمیکند و… در یک کلام ناکارایی دوچندان میشود و بدتر آنکه همه مشکل در فیدبک مثبت دمیده میشود. شرح این یکی مفصل است و انقدر بزرگان علم در بابش گفته و نوشته اند که بر هر جوینده ئی آشکار شده است. منظورم نفی این نبود.

آخر. واقعیت همیشه آنطوری نیست که دلمان میخواهد، دلبخواه ما نه شرط لازم است و نه کافی. پس همچنان یکم.

Advertisements

ارزیابی پیش‌فرض‌ها

ایده: میشه یه آنالیز مونت کارلو کرد که معلوم کنه تحت یکسری مفروضات ساده، (نظیر میانگین مشارکت، توزیع آرا در هر لیست، درصد آرای سرگردان و آرای جذب شده به لیستها و…) لیست-بازی با چه احتمالی موفق به رسیدن به هدفش (شکست جیم) میشه و حتی بازه اطمینان و… داد براش. تعیین مفروضات مهمترین و وقتگیرترین قسمت کاره که  میتونه با توجه به پایگاه های رای گروه های مختلف از روی انتخابات ریاست جمهوری یا مجالس پیشین ارزیابی بشه. توزیع آرا در هر لیست رو هم میشه از روی یکی دو انتخابات پیشین مجلس و ارزیابی لیست اصولگرایان تهران حدس زد.باقیش دیگه کار کامپیوتره!
علاوه براون میشه اثر هر درصدافزایش مشارکت اصلاحطلبانه بر درصد موفقیت رسیدن به هدف رو ارزیابی کرد. (این مهمتره چون policy implication داره) فایده مهمتر این شبیه سازی ارزیابی پیشفرضهائیه که در ابتدا توضیح دادم و استخراجشون کردیم، این به درد تحلیلهای آینده هم میخوره. اگر بتونم در چند روز آینده کدش رو میزنم و نتایج رو اعلام میکنم.
متاسفانه این هفته به شدت سرم شلوغه. :((